جمعه چهارم دی 1388
هر کلیک ۱۰۰۰ تومن
۱۰۰ درصد تضمینی
از طریق لینک زیر عضو شید
http://www.grandptc.com/index.php?ref=amin67amin
نوشته شده توسط امین در ساعت 13:24 |
لینک
|
جمعه سی ام مرداد 1388
نوشته شده توسط امین در ساعت 23:15 |
لینک
جمعه سی ام مرداد 1388
چشم خیلیها دیگو مارادونا بهترین ستارهای بوده که در آسمان فوتبال پدیدار شده است. محبوبیتی که او در میان فوتبالدوستان جهان دارد شاید قابل مقایسه با هیچ کس دیگری نباشد هرچند او با گل معروفی که به قول خودش با دست خدا وارد دروازه انگلیس شد و اتهام به توزیع کوکایین کمی از محبوبیتاش کاست. او حالا در سن 48 سالگی دوباره به دنیای فوتبال برگشته تا با خدمت به تیم ملی کشورش و رساندن آن به جام جهانی دوباره خودش را در دل کسانی که از او بدشان آمده جا کند. این پدربزرگ، با سایت فیفا از رقابت با دشمنان، بازی و مربیگری در آرژانتین گرفته تا بحث جانشینی لیونل مسی به جای او و فیدل کاسترو از همه مهمتر بازی با برزیل در مرحله مقدماتی جام جهانی گپ زده است.
دیگو الان 9 ماه است که مربی آرژانتینی. لذت مربیگری در این تیم به اندازه لذت نوهدار شدن بوده؟
■ تا اندازهای بله. من تقریباً یک ماه و نیم مفید با بازیکنانم بودهام برای همین آنقدر وقت نداشتم که با آنها حرف بزنم و تمرین کنم. مربی شدن حس جالبی دارد. وظیفه من این است که بعضی چیزها را داخل کله کوچک 25 نفر فرو کنم. چیزهایی که باید داخل و خارج زمین انجام دهند. من برای همین اینجا هستم تا تجربههایم را به آنها بدهم.
لذتی هم دارد؟
■ سخت است. حالا از زمان بازیگریام بیشتر لذت میبرم اما میخواهم مطمئن شوم از عهده مسوولیتم برمیآیم. هرکسی میداند که چه زمانهای دشواری داشتم اما خب توانستم از همه آنها سربلند بیرون بیایم. حالا هم که مربی آرژانتینام. این رویای من بود.
این کار سختتر از آن چیزی که فکر میکردی نیست؟
■ به خاطر دلایلی که به آنها اشاره کردم چرا. همیشه باید تلفن به دست باشی و دنبال بازیکنان بگردی و ببینی کجا هستند و هر روز باید با اعضای کادر فنی صحبت کنم تا ببینم بازی مسی، آگرو، رودریگز و... چطور بوده. کار من بیشتر حمایت است تا آموزش و تماشای بازی آنها. مطمئنم بازی با برزیل کلید صعود ما است. بعد باید با پاراگوئه بازی کنیم که آنجا هم شانس زیادی برای برد داریم. اگر خدا بخواهد در همه این بازیها موفق میشویم.
نگاهی به دوره مربیگریات داشته باشیم. از وقتی که مربی شدی تا حالا چندتا مصاحبه داشتی؟
■ خیلی، اما در هیچ کدامشان سعی نکردم از جزییات برنامههایم چیزی بگویم. فقط به این خاطر که من مارادونا هستم و مربی تیم ملی دلیل نمیشود که باید همه جا باشم و همه را راضی کنم. بازیکنان ستارههای واقعی هستند، آنها باید مصاحبه کنند.
سؤالی بوده که از شنیدنش خسته شده باشی؟
■ بله. «چه زمان میتوانیم تأثیر مارادونا را روی تیم ببینیم.» اینکه توقع داشته باشی شیوه بازی مارادونا در تیمش هم دیده شود آن هم در شرایطی که من فقط دو روز وقت دارم با بازیکنانم تمرین کنم واقعاً ناعادلانه است. هر کاری که از دستم برآید انجام میدهم تا در این دو سه روز تمرین خوبی داشته باشیم. بازیکنان از راههای دوری میآیند و احتیاج به استراحت دارند. برای بازیها وقت چندانی برای تمرین کردن با آنها ندارم. نمیتوانم که جلسات تمرینشان را دو برابر کنم چون اگر این کار را بکنم آنها نابود میشوند. سعی میکنم همه چیز را ذره ذره جلو ببرم. من یک مربیام نه مدیر فنی.
چه سؤالهایی برایت مهمتر از بقیه بوده که از تو پرسیده نشده؟
■ یکپارچگی تیم. بازی با بولیوی وحشتناک بود. وقتی آن طوری میبازید همیشه بعضی بازیکنان هستند که همدیگر را مقصر میدانند اما اینجا دقیقاً برعکس است. ما از نظر تیمی قویتر از قبل هستیم. برابر اکوادور خوب بازی کردیم اما فرصتهای زیادی را از دست دادیم. امیدوارم مقابل برزیل اینطوری نشود.
حقیقت دارد که بعضی وقتها، نصف شب از خواب بیدار میشوید تا ایدههایی که در خواب به ذهنات رسیده را یادداشت کنی؟
■ بله، ضربات آزاد، کرنرها و... مثلاً از تیم همیشه خواستم از همان جلو حریف را پرس کنند تا فاصله بین دفاع و خط میانیاش زیاد شود. وقتی توپ را از دست میدهیم باید از همان لحظه دفاع کنیم. یک واقعیت درباره آرژانتین وجود دارد و آن این است که مالکیت توپ این تیم از همه تیمهای دیگر بهتر است. شاید فقط برزیل مثل ما باشد اما ایتالیا و آلمان اینطوری نیستند. شاید اسپانیا هم این اواخر مثل ما شده باشد مخصوصاً با داشتن ژاوی.
فوتبال نگاه میکنی؟
■ بله. همیشه.
این اواخر هم دیدی؟ کسی تو را با بازیاش متعجب نکرده است؟
■ نه. تا حالا که کسی من را شگفتزده نکرده. میلان که حال و روز خوبی ندارد ولی اینتر بهتر است. مادرید با کاکا زیاد تغییر میکند. او رئال را زیر و رو میکند اما نمیدانم چرا فرناندو گاگو بازی نمیکند. او هنوز یکی از بهترینهای رئال است. بازیهای تیم دوستم چیرو فرارا را هم نگاه میکنم. کارشان خوب است. یک بازی تمام ایتالیایی. دفاعشان واقعاً خوب است. فکر میکنم درمیان آرژانتینیها هم دیگو میلیتو و آگرو روی فرم هستند.
و مسی؟
■ این اواخر ندیدمش. میخواستم با او تماس بگیرم. فکر کنم تماس گرفتن با اوباما راحتتر از پیدا کردن او باشد. شنیدم بازیهای پیش فصلاش خوب بوده.
کسی نبوده که این اواخر تو را حیرتزده کرده باشد؟
■ فیلیپه ملو در برزیل و هالک در پورتو مرا تحت تأثیر قرار دادهاند. رونالدینیو هم همینطور. به نظرم او دوباره دارد به روزهای اوجش برمیگردد. دوست دارم او دوباره مثل قدیم شود و از حاشیه فاصله بگیرد.
حالا بیاییم سر وقت مارادونا. بدترین اتفاقی که تا به حال برایت افتاده؟
■ یک بارداشتم غرق میشدم که دخترانم مرا نجات دادند. اینکه بتوانم هر روز صبح زود از خواب بیدار شوم موفقیتی بزرگ است چون من عادت داشتم یا 3 روز کامل بخوابم یا 3 روز کامل بیدار بمانم. دیدن نوهام مثل لمس کردن آسمان است. هیچ چیز را نمیتوانم با آن مقایسه کنم. دیدن او مثل یک پنالتی یا یک ضربه آزاد به سود ما است.
و بهترین اتفاق...
■ بازسازی خودم به عنوان یک انسان. من فقط دشمنانم را شکست نمیدهم بلکه در شرایط سخت هم آنقدر تلاش میکنم تا بر سختیها غلبه کنم.
باید داستانهای جالبی برای گفتن داشته باشی. باور نکردنیترین شرایطی که درآن بودی چیست؟
■ مسخرهتریناش پنالتی زدن به فیدل کاسترو بوده. میخواستم به او نشان دهم که چطور پنالتی میزنم. گفتم درون یک دروازه بایستد. من هم رفتم پشت توپ. تصور کنید من به فیدل کاسترو پنالتی بزنم. خندهدار است. او رفت و توی دروازه ایستاد. همان وسط. تکان هم نخورد و توپ گل شد. او بعد از آن مدام از من میپرسد کجا باید بایستم. پایم را کجا بگذارم و... بعدش چند ساعتی با هم نشستیم و درباره سیاست حرف زدیم. فقط هفت، هشت ساعتی شد. از بس با او خندیدم مردم. او یک اسطوره سرزنده است. فکر نمیکنم کسی در دنیا با کاریزمای او باشد. هیچ کس حتی پاپ.
جام جهانی باید رویایت باشد...
■ بله و همینطور دیدن ماندلا. 91 ساله شده اما هنوز ندیدماش چون هر بار یک اتفاقی رخ داده. امیدوارم زودتر ببینماش.
شاید در مراسم قرعهکشی در دسامبر دیدی...
■ احتمالاً اما شاید هم زودتر رفتیم تا ببینیم کجا زندگی میکند. خیلی دوست دارم ببینماش.
دلواپس رفتن به جام جهانی نیستی؟
■ جام جهانی بدون آرژانتین مثل همیشه نیست. بیرنگ است.
از صعود تیمات خیلی مطمئنی؟
-کاملاً. اگر نبودم اینطور حرف نمیزدم.
اولین بارکه جام بالای سر بردی را یادت میآید؟
■ بله در چند تا عکس. وقتی آلمان را شکست دادیم بالاخره یک جام را لمس کردم و بوسیدماش. تمام آن روزها منتظرش بودیم و خیلی دربارهاش فکر میکردیم. بالای سر بردن جام احساس غرور دارد. زیباترین چیز است. حالا هم به بازیکنانم گفتهام اگر 30 روز خودتان را قربانی کنید حتماً شما هم میتوانید جام را ببوسید.
پس گفتی میدانی باید چه کار کنی تا قهرمان جام شوی؟
■ یک بار تجربه کردهام و یک بار هم دوم شدهام. در رم که نایب قهرمان شدیم همه میگفتند برزیل ما را شکست میدهد اما ما حذفشان کردیم. همه گفتند ایتالیا دیگر ما را شکست میدهد اما ما باز هم بردیم. همیشه گفتم در فینال جام جهانی باید شانس داشته باشید. جام جهانی 1990 مصدومان زیادی داشتیم اما بازیکنان ما میدانستند که چطور بازی کنند. در طول 30 روز بازیها فقط باید به پیروزی فکر کنید نه چیز دیگر. من هم همین را میخواهم. در جام جهانی بازی کردهام و به دو فینال هم رسیدهام. میدانم چطور میشود به آنجا رفت.
همتیمیهایت در تیم ملی آرژانتین سال 1986 گفتند وقتی جام را گرفتی دیگر رهایش نمیکردی؟
■ درست است. وقتی قهرمان شدیم نتوانستیم با جام دور افتخار بزنیم، بعدش رفتیم به زمین تمرینیمان، جام را برداشتم و با آن دور زمین چرخیدم. دور تا دور زمین همراه با خانوادههایمان.
اگر در جام جهانی 2010 هم قهرمان شوی همین کار را دوباره انجام میدهی؟
■نه. ماسچرانو باید این کار را بکند. حرف من را یادتان باشد. او جام را بالای سرش میبرد
نوشته شده توسط امین در ساعت 22:53 |
لینک
|
جمعه سی ام مرداد 1388
نوشته شده توسط امین در ساعت 18:3 |
لینک
|
جمعه سی ام مرداد 1388
نوشته شده توسط امین در ساعت 18:0 |
لینک
|
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
یوفا: ديه گو آرماندو مارادونا چهره اسطورهاي فوتبال آرژانتين با توصيف سپ بلاتر رئيس فدراسيون بينالمللي فوتبال (فيفا)، به عنوان برده فوتباليست هاي جهان، جنجال تازهاي آفريد.
مارادونا در واكنش به اظهارات بلاتر كه مدتي قبل گفته بود با فوتباليست هاي امروزي به شيوه نوين برده داري رفتار ميشود، شخص بلاتر را برده توصيف كرد.
به گزارش یوفا: وي كه به منظور شركت در يك مسابقه تنيس نمايشي بين بازيكنان آرژانتيني و اسپانيايي در شهر ماربيا به سر مي برد، اظهار داشت: -وظيفه بلاتر خدمت به ما است. او برده ماست چون بدون حضور او ما ميتوانيم همچنان بازي كنيم اما او بدون ما هيچ چيز نيست.
بلاتر حتي نميداند چطور يك توپ را شوت كند.>
كاپيتان اسبق تيم ملي فوتبال آرژانتين سپس در مورد تغيير چهره نقل و انتقالات بويژه ارقام ميليون دلاري كه توسط سرمايهگذاران خارجي هزينه مي شود، گفت: -به نظر من حضور اين سرمايه داران در فوتبال جالب است.اي كاش زماني هم كه من بازي ميكردم، آنان وجود داشتند.>
مارادونا در مورد بازيكناني مثل سرخيو آگوئرو و ليونل مسي كه گفته ميشود جانشينان وي خواهند بود، گفت: -دوست دارم آگوئرو بتواند مسي را شكست دهد و جانشين من شود اما رقابت بسيار سختي خواهد بود چون لئو واقعا يك پديده است.>
وي در خاتمه تصريح كرد: -من هميشه گفته ام كه حتي اگر مسي بتواند برتر از من باشد، باز هم افتخاري براي مردم آرژانتين است.

نوشته شده توسط امین در ساعت 8:38 |
لینک
|
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
نوشته شده توسط امین در ساعت 11:58 |
لینک
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
|
پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. در پی نظرات ستیزه جویانه چند روز گذشته دیه گو مارادونا در مورد پله این سؤال همیشگی و بحث برانگیز دنیای فوتبال دوباره اذهان را به خود مشغول کرده است: کدامیک بهتر بودند؟ در دنیا مسائلی هست که هیچ گاه نمی توان در آن به توافق رسید! مثلاً اینکه مجیک جانسون بهتر است یا مایکل جوردن؟ تیم ملی آرژانتین بهتر است یا برزیل؟ رئال مادرید بهتر است یا بارسلونا؟ و پله بهتر است یا مارادونا؟ سؤال آخر بیش از تمام سؤال های دیگر طرفداران فوتبال را به چالش می کشاند. به هر حال هر کس تیم محبوب خود را بهتر از دیگری می داند اما مقایسه این ۲ اسطوره ممکن است تا ابد ادامه یابد. راه های زیادی برای مقایسه و سبک و سنگین کردن این ۲ افسانه وجود دارد. با هم از چند دیدگاه به این ۲ اسطوره نگاه می کنیم: ● مدال ها و افتخارات پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی
و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. از سوی دیگر مارادونا تنها قهرمان جام جهانی را در کارنامه دارد اما قهرمان لیگ های آرژانتین، ایتالیا و جام ملی اسپانیا و ایتالیا نیز بوده است. وی همچنین به تنهایی صاحب افتخارات زیادی از جمله بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۸۶ و بهترین گل قرن از سوی فیفا و بازیکن قرن فیفا از سوی مردم را در کارنامه خود دارد. خیلی از مردم معتقدند این حقیقت که پله فاتح ۳ جام جهانی و مارادونا تنها صاحب یک جام است، نشان می دهد که پله بازیکن بهتری است. بزرگترین افتخاری که یک تیم می تواند به آن دست پیدا کند، قهرمانی در جام جهانی است اما قضاوت در خوب یا بد بودن یک بازیکن بر اساس افتخاراتی که همراه تیمش کسب کرده کاملاً نادرست است. پله در جام جهانی ۱۹۵۸ تنها ۱۷ سال داشت و تأثیر چندانی در زمین به جا نگذاشت اما در جام جهانی ۱۹۶۲ و ۱۹۶۶ با وجود مصدومیتی که به آن دچار شد به خوبی بازی کرد و در سال ۱۹۷۰ در بهترین تیمی که برزیل می توانست داشته باشد، بازی کرد. در آن دوره توستائو، ریولینو، جرسون و جرزینیو در کنار پله بازی می کردند اما تیمی که مارادونا طی جام جهانی به همراه آن بازی می کرد تیمی معمولی بود و با این حال آنها فاتح جام جهانی ۱۹۸۶ شدند که در این راه مارادونا بهترین گل تمام دوران خود را مقابل انگلستان در یک چهارم نهایی به ثمر رساند و در نیمه نهایی نیز گلی شبیه به آن را مقابل بلژیک رقم زد. همانطور که درمباحثه ها و مجادله های پیش از این هم گفته شده است برزیل حتی بدون پله هم فاتح جام جهانی ۱۹۷۰ می شد اما ۱۶ سال بعد آرژانتین بدون مارادونا ممکن نبود به چنین عنوانی دست پیدا کند. البته این دلیل هم دلیل خوبی برای برتری دادن مارادونا به پله نیست اما شاید پرسیدن این سؤال از خودمان بد نباشد که اگر پله در سال ۱۹۸۶ به جای مارادونا برای آرژانتین بازی می کرد آیا آرژانتین باز هم جام را به خانه می برد؟ سؤال مشکل است. از خیلی جهات می شود چشم بسته پاسخ آن را داد اما حالا که هر کس جای خودش است پاسخ دادن مشکل تر می شود. ● گل های پله طرفداران پله همیشه
از ۱۲۸۱ گلی که این بازیکن در ۱۳۶۳ دیدار خود به ثمر رسانده صحبت می کنند. با توجه به این نکته که بسیاری از این گل ها در رقابت های محلی به ثمر رسیده نمی توان تمام این رقم را فوق العاده دانست، از طرفی پله در ۹۲ بازی که برای برزیل انجام داد ۷۷ گل زد که ۱۲ تای آن در جریان جام جهانی وارد دروازه تیم های حریف شده است. با این حال هیچ کدام از این گل ها حیرت انگیز و تماشایی نبوده اند و تنها برای رساندن تیم به مرحله بعدی بشمار می رفتند. مارادونا ۳۴ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده که ۸ تای آن در جام جهانی بوده است. وی در مجموع در ۵۹۰ بازی که در کل دوران حرفه ای اش انجام داده ۳۱۱ گل وارد دروازه حریفان کرده است. گلزن بودن تنها کافی نیست. در مکان و زمان مناسب گل زدن هم مهم است. خیلی از گلزنان خوب در شرایط حساس مقابل تیم های بزرگ از گلزنی عاجز هستند اما پله و مارادونا هر ۲ در بهترین موقعیت برای تیم امتیاز می آوردند و این نکته ای است که هیچ کدام در آن بر دیگری برتری ندارند. ● بازی جوانمردانه از زاویه بازی جوانمردانه پله قدمی از مارادونا جلوتر است. دیه گو کارت زرد داور را در بیشتر بازی ها می دید و این واقعیت که در بازی مقابل انگلستان در جام جهانی ۱۹۸۶ با فریب داور گلی را با دست وارد دروازه کرد از او بازیکنی با ارزش های بازی غیرجوانمردانه می سازد. از این ها گذشته رفتار نامناسب مارادونا در خارج از زمین بازی باعث کمرنگ شدن جلوه شهرت این بازیکن در میادین جهانی شده است. از طرفی در نواحی مرکزی و جنوبی اروپا و البته در آمریکای جنوبی حیله گری به عنوان یکی از بزرگترین فاکتورهای فوتبال بازی کردن به حساب می آید. اگر بازیکنی بتواند با فریب داور یا بازیکن حریف به گل برسد به بازیکنی استثنایی چه از نظر تاکتیکی و چه از نظر شخصیتی بدل می شود. گرچه مارادونا به دلیل اعتیاد به کوکائین نیز ارزش های فوتبالیستی خود را در اذهان مغشوش کرده است اما این مسأله را که می توان در زمره مسائل خصوصی یک شخص قرارداد دلیل خوب یا بد بازی کردن مارادونا نمی توان نهاد. اگر روزی بفهمید خواننده محبوب شما معتاد است آیا صدای وی در گوش شما گوشخراش
و نازیبا نمی شود؟ مطمئناً پاسخ هر آدم منطقی منفی است. البته پله هم مانند فرشته ها زندگی نکرده است. او به عنوان یکی از اعضای «خانواده فیفا» در کنار «سپ بلاتر» و «هاوه لانژ» و «کو» اعمالی بدتر از مارادونا داشته است. سیاست آفت فوتبال است و وقتی فوتبالیستی درگیر آن شود بی شک دچار آفت می شود. کافی است نگاهی به لیست سالانه بازیکنان جهان فیفا بیاندازید تا نشانه های آفت را بیابید. ● فیلمبرداری تصمیم گیری بر سر اینکه کدام یک بهتر است به خاطر کمبود فیلم های موجود مشکل است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ دورانی که پله در اوج بود از تمام بازی ها فیلم نمی گرفتند و تماشاگران شاهدان عینی بازی های این اسطوره فوتبال بوده اند. مارادونا در دورانی شکوفا شد که فوتبال به تجارتی میلیارد پوندی تبدیل شده بود. فیلم بازی های پله به مسابقات جام جهانی محدود می شد، در حالی که خود پله معتقد است بهترین گل دوران بازی اش در چند دهه پیش از نوار فیلمبرداری پاک شده است. با این اوصاف شاید تصمیم گیری بر سر بهتر و بهترین بر اساس فیلم ها راه درستی نباشد اما تصمیم در مورد مهارت یک بازیکن همیشه نیازمند دیدن ۹۰ دقیقه بازی آن فوتبالیست است. چیزی که از هر ۲ بازیکن حداقل یک نسخه باقی مانده است اما آنچه از این ،۲ افسانه ساخته است بهترین بودن آن ها طی سال های متمادی است. هر کدام از این بازیکنان حداقل ۱۵ سال در دوران اوج به سر برده اند و سپس به خواست خود و نه شرایط و عدم آمادگی از فوتبال کناره گیری کرده اند. ● پله قبل از مارادونا یک نکته حائز اهمیت در مورد پله این است که این اسطوره ۱۰ یا شاید ۲۰ سال جلوتر از زمان خود حرکت می کرد. شم فوتبالی که او از آن بهره مند بود در هیچ کس دیگر مشاهده نمی شد. «تارسیسو بورجنیچ» بازیکن تیم ملی ایتالیا در بازی نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ در مورد پله گفت: قبل از شروع بازی به خودم گفتم او هم مثل بقیه آدم ها از گوشت و خون ساخته شده است اما اشتباه می کردم! خیلی ها معتقدند اگر پله نبود بازیکنانی مثل کرایف، زیکو، مارادونا، باجو یا زیدان به عرصه فوتبال نمی آمدند. پله فوتبال را از دیدگاه کلاسیک بازیکن شماره ۱۰ متحول کرد و بازیکنان بزرگ دیگری که بعد از او آمدند راه وی را دنبال کردند. انتخاب بهترین از میان پله و مارادونا یکی از مشکل ترین تصمیم های دنیا است. با وجود تمام بررسی ها و بحث ها باز هم پاسخ به عهده هواداران است. هوادار هر کدام که باشید برای شما بهترین همان است. | |
| |
منبع:روزنامه هموطن سلام
نوشته شده توسط امین در ساعت 14:12 |
لینک
|